پیامبر اعظم… آیا او پیام خود را رساند؟

حضرت محمد (ص) بیست و سه سال را صرف ابلاغ رسالت کرد، دوره‌ای پر از مبارزه، چالش و مقاومت مداوم و پیگیر. در این مدت، ایشان بیش از هر پیامبر دیگری رنج کشیدند، چنانکه خود فرمودند: «هیچ پیامبری به اندازه من آسیب ندید.»
با این حال، در ماه‌های پایانی عمر مبارکشان، آیه‌ای از قرآن کریم بر ایشان نازل شد که شاید غیرمعمول‌ترین و جدی‌ترین آیه قرآن باشد. چرا؟
این آیه بر یک موضوع واحد تأکید می‌کند که پیامبر باید آن را به مردم ابلاغ کند و سپس خداوند متعال صریحاً ایشان را تهدید می‌کند که عدم ابلاغ این موضوع به این معنی است که تمام آن سال‌ها – سال‌های مبارزه، مقاومت، پایداری و چالش – تمام آن تلاش‌ها بیهوده خواهد بود، گویی هیچ کاری نکرده‌اند: « …و اگر نکنی، رسالت او را ابلاغ نکرده‌ای… » (بقره: ۲۷۷ ) .
عجیب این است که این تهدید از جانب خداوند حکیم است که امور را با دقت و حکمت عمیق می‌سنجد، اما اگر رسول آنچه را که خداوند متعال در این آیه به او دستور داده است، انجام ندهد، گویی در ابلاغ رسالت هیچ کاری نکرده است.
پس این مسئله چیست؟ و چه اهمیتی دارد که از اهمیت کل رسالت و تمام سال‌های ابلاغ و تلاش، برتر است؟
ابتدا آیه را می‌خوانیم:
{ ای رسول، آنچه از جانب پروردگارت به تو نازل شده است، ابلاغ کن و اگر نکنی، رسالت او را ابلاغ نکرده‌ای. و خداوند تو را از مردم حفظ می‌کند . بی‌گمان خداوند گروه کافران را هدایت نمی‌کند .} 1
این آیه 67 سوره مائده است که پس از حجة الوداع در سال دهم هجری، یعنی 23 سال پس از رسالت و در آخرین روزهای زندگی رسول خدا (ص) بر او نازل شد.

بنابراین، عبارت « …آنچه را که به تو وحی شده است، ابلاغ کن… » (1 ) به ابلاغ پیام اصلی اسلام، جزئیات عقاید و احکام آن یا آیات قرآن اشاره ندارد، زیرا پیامبر قبلاً این جزئیات پیام را ابلاغ کرده بود.
با این حال، آیه می‌افزاید: « …و اگر نکنی، رسالت او را ابلاغ نکرده‌ای… » (1) که نشان‌دهنده اهمیت فوق‌العاده آنچه به او وحی شده و آنچه اکنون به او دستور داده شده است، است. این اهمیت به قدری زیاد است که عدم ابلاغ این مطلب معادل عدم ابلاغ کل پیام در 23 سال گذشته است.
این آیه همچنین نشان می‌دهد که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) با عظمت، شجاعت و جسارت خود، از واکنش برخی از مردم در ابلاغ این مطلب می‌ترسیدند، به این معنی که این موضوع بسیار حیاتی است. بنابراین، خداوند متعال با این جمله به او اطمینان می‌دهد: « …و خداوند تو را از مردم حفظ می‌کند… » (1)

با این حال، این آیه به صراحت ماهیت موضوعی را که پیامبر مأمور به ابلاغ آن بود، با تهدید به عدم ابلاغ پیام، بیان نکرد. این امر به پیامبر اجازه داد تا موضوع را برای مردم روشن کند و جوهره آن را از طریق کاربرد آیه توضیح دهد.
از این رو، روشی که پیامبر در ابلاغ این موضوع اتخاذ کرد، کاملاً با ابلاغ تمام آیات، احکام و آموزه‌های قبلی در طول سال‌های رسالتش متفاوت بود. زمان این ابلاغ پس از حجة الوداع تعیین شد و مکان آن در بیابانی در غدیر خم، چهارراهی برای جهان اسلام، بود. جزئیات رویداد در غدیر خم به خوبی شناخته شده است:
پیامبر ده‌ها هزار زائر را در سفر بازگشتشان متوقف کرد و خطابه‌ای طولانی و مفصل با تمرکز بر موضوع «ولایت» (اقتدار الهی) برای آنها ایراد کرد. به زبان امروزی، «ولایت» به معنای «رهبری» است، اما این رهبری به نوعی به خداوند متعال مرتبط است. خداوند ولایت – رهبری – را به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) اعطا می‌کند و پیامبر تمام مسئولیت‌های خود را در طول سال‌های رسالتش انجام می‌دهد. اما آیا با رحلت پیامبر همه چیز تمام می‌شود؟ آیا مردم بدون راهنما می‌مانند؟ آیا چنین چیزی قابل تصور است؟ هر نظام سیاسی و اجتماعی، قانون مفصلی وضع می‌کند که ویژگی‌های رهبری و رهبر جامعه را مشخص می‌کند. آیا معقول است که باور کنیم خداوند متعال این امر حیاتی زندگی را برای مردم توضیح نداده باشد، به خصوص که بزرگترین پیامبر خود را در پایان خط فرستاده و رسالت نهایی را که بر همه ادیان دیگر غالب خواهد کرد، به او سپرده است؟ محتوای
این آیه شریفه و نحوه بیان معنای آن توسط پیامبر، نشان می‌دهد که مسئله «ولایت» مهمترین مسئله در دین است. ولایت (یعنی حاکمیت، حکومت و رهبری) اساساً متعلق به خداوند متعال است. خداوند متعال انبیا و رسولان را به عنوان امتداد ولایت خود می‌فرستد و خاتم پیامبران، محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله) است. در اینجا، خداوند متعال به او دستور می‌دهد که برای مردم توضیح دهد که «ولی» پس از او کیست و چگونه ولایت در خاندان پاک (پیامبر) ادامه می‌یابد.
برای هر مؤمنی روشن است که:
۱- «ولایت» به محبت قلبی و ابراز وفاداری ظاهری محدود نمی‌شود؛ بلکه «ولایت» به معنای «امامت» است که به معنای وجوب پیروی از امام در تمام جنبه‌های زندگی است.
۲- مفهوم «ولایت» (قدرت الهی) به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) ختم نشد، بلکه همانطور که پیامبر در خطبه غدیر خم بیان کردند، به امام علی (علیه السلام) و از امام علی به سایر ائمه اطهار (علیهم السلام) نیز گسترش یافت.
اما پس از امامان چه می‌شود؟ آنها ما را به فقیهان عادل و عالمی هدایت کردند که در دوران غیبت، مسئولیت رهبری جامعه را بر عهده دارند تا زمانی که سلسله الهی «ولایت» با ظهور مهدی منتظر (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) تکمیل شود.

  1. الف. ب ج د ه. قرآن کریم : سوره مائده (5)، آیه: 67، صفحه: 119

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *