بنی‌اسرائیل در کتاب (4)

چرا با (اسرائیل) می‌جنگید در حالی که نامش در قرآن آمده است؟!
وقتی فرزندان علی علیه السلام در یمن تصمیم گرفتند با تنگ‌تر کردن حلقه محاصره کشتی‌هایی که به سمت رژیم اشغالگر می‌رفتند، از برادران مظلوم خود در فلسطین حمایت کنند، برخی از بادیه‌نشینان (که گفته می‌شود اصالتاً یهودی هستند – و خدا بهتر می‌داند) با عجله برای خنثی کردن اثر محاصره یمن بر کشتی‌های اشغالگر غاصب، با گشودن مسیری زمینی از کرانه (عربی) خلیج فارس از طریق (اردن) عربی برای رساندن سوخت، غذا و سایر کالاها به رژیم غاصب، شتافتند، زیرا این فقط این نیست که مسلمانان (اعراب) در غزه باید گرسنگی بکشند و فرزندانشان – علاوه بر بمباران و بیماری – از قحطی بمیرند، در حالی که از رسیدن برخی مواد، غذا و سوخت به رژیم تروریست، قاتل و ویرانگر جلوگیری می‌شود.
من قصد ندارم در مورد این نکته (جوانمردی اعراب) که به طور مستقیم یا غیرمستقیم در کشتار و گرسنگی برادران (عرب) خود در غزه نقش دارد، توضیح دهم، از قاتل مخفیانه و آشکار و بدون محدودیت حمایت می‌کنند، و قربانی و شهید را زیر نظر دارند، و با بیانیه‌ها، اعلامیه‌ها و کلمات از آنها حمایت می‌کنند – که این بار به عنوان ضعیف، ترسو و مردد در برابر حامی آمریکایی و برادر بزرگ غاصب و اشغالگر ظاهر شدند.
چیزی که اکنون مرا نگران می‌کند، چیزی است که برخی شبکه‌ها و پلتفرم‌های آنلاین برای توجیه این موضع منتشر کرده‌اند و می‌گویند: نام تروریسم و ​​اشغالگری ده‌ها بار در قرآن کریم آمده است، پس چرا مردم مسلمان عادی‌سازی را نمی‌پذیرند؟ آیا قرآن بارها و بارها نام این دولت (اسرائیل) را تکرار نکرده است؟ پس چرا به آنها کمک نمی‌کنیم، با آنها رابطه برقرار نمی‌کنیم و یک پل زمینی برای انتقال کالا به آنها باز نمی‌کنیم تا هیچ کودکی گرسنه نماند و هیچ بیماری به دلیل کمبود دارو جان خود را از دست ندهد؟
البته این گفته و توجیه خنده‌دار و پوچ است و بدترین نوع بدبختی آن نوعی است که شما را به خنده می‌اندازد. اما – و این عمیقاً مایه تاسف است – بخشی از جمعیت (نه فقط بی‌سوادان و افراد با تحصیلات محدود، بلکه حتی تحصیل‌کرده‌ها و دارندگان مدرک!) هستند که به راحتی چنین مزخرفاتی را می‌پذیرند، گویی وحی الهی است.
این همان چیزی است که مرا بر آن داشت تا در مورد تکرار کلمه “اسرائیل” در قرآن، پیامدهای آن و اینکه آیا این موضوع ارتباطی با نهاد غاصب و تروریستی که این نام را برای پوشاندن واقعیت وحشتناک خود، که بیش از 70 سال در منطقه اسلامی ما بوی خون، قتل و تروریسم داده است، تصاحب می‌کند، توضیح دهم.
1- بله، کلمه “اسرائیل” 43 بار در قرآن آمده است.
2- خود این کلمه فقط دو بار، در آیات 93 سوره آل عمران و 58 سوره مریم، در اشاره به حضرت یعقوب (علیه السلام) آمده است که نام یا لقب او در زبان عبری “اسرائیل” به معنای “بنده خدا” بود. این کلمه مطلقاً هیچ ارتباطی با یهودیان ندارد، زیرا پیش از تورات و یهودیت بوده است.
۳- در آیات دیگر، این کلمه با (بنی) یا (بنو) آمده است و واضح است که منظور از کلمه (بنی اسرائیل) فرزندان یعقوب و نوادگان آنها هستند که بعدها جامعه یهود را تشکیل دادند.
۴- آیا قرآن کریم با تکرار ۴۱ بار نام این قوم در متون مختلف، در حال ستایش آنها بوده است؟ و آیا آیات قرآن که داستان‌های این قوم را روایت می‌کنند، الگویی خوب و صالح برای جوامع دیگر ارائه می‌دهند؟
پاسخ این است: خیر، به هیچ وجه. بلکه قرآن کریم می‌خواهد ما را از مسیری که یهودیان (بنی اسرائیل) در پیش گرفتند، برحذر دارد، با اینکه خداوند متعال در آن دوران آنها را بر همه امت‌های دیگر برتری داد، زیرا پیامبری از میان آنها، یکی از پیامبران اولوالعزم، برایشان فرستاد و کتابی آسمانی برای هدایت و راهنمایی آنها بر او نازل کرد. با این حال، آنها به نعمت خدا کفر ورزیدند، این فضایل را نادیده گرفتند و خدا و پیامبرش موسی و برادرش هارون را انکار کردند و عیسی را به جادوگری متهم کردند : آنگاه که خداوند فرمود: «ای عیسی بن مریم، نعمت مرا بر خود و بر مادرت به یاد آور، آنگاه که تو را با روح القدس یاری کردم تا در گهواره و در بزرگسالی با مردم سخن بگویی؛ و آنگاه که کتاب و حکمت و تورات و انجیل را به تو آموختم؛ و آنگاه که به اذن من از گل، چیزی به شکل پرنده می‌ساختی، سپس در آن می‌دمیدی و به اذن من پرنده می‌شد؛ و کور مادرزاد و پیسی را شفا می‌دادی.» به اذن من، و آنگاه که مردگان را به اذن من زنده می‌کردی، و آنگاه که بنی‌اسرائیل را از تو بازداشتم، آنگاه که با دلایل روشن به سراغشان آمدی، و کافران از میان آنها گفتند: «این جز جادوی آشکاری نیست .» (1 )
5- به سرعت – با واگذاری جزئیات به قوه تشخیص خواننده تا از طریق خواندن قرآن و تأمل در آیات شریف آن، به آن پی ببرد – مهمترین نکات مورد تأکید در آیاتی که کلمه «بنی‌اسرائیل» در آنها آمده است را مرور خواهیم کرد.
ج: خداوند در آیات متعددی نعمت های خود را بر آنها که کفران کردند و قدر آن را ندانستند، یادآوری می کند: (سوره بقره، آیات ۴۰/۴۷/۱۲۲).

ب: در آیات دیگر، خداوند عهدی را که با آنها بسته بود به آنها یادآوری می‌کند – عهد توحید و ایمان به رسالت. اما آنها عهد را شکستند، بنابراین خداوند آنها را لعنت کرد: « پس به سبب پیمان‌شکنی‌شان و کفرشان به آیات خدا و کشتن پیامبران به ناحق و گفتارشان که دل‌های ما در غلاف است، بلکه خداوند به خاطر کفرشان بر آنها مهر زده است، پس جز عده کمی ایمان نمی‌آورند .» (2
) ج: آیات دیگر از کتاب، هدایت و دلایل روشنی که حضرت موسی از جانب خدا آورد، اما آنها به آنها هدایت نشدند و از آنها پیروی نکردند، سخن می‌گوید: « از بنی‌اسرائیل بپرس…» چه بسیار نشانه‌های روشنی که به آنها دادیم! و هر که نعمت خدا را پس از آنکه به او رسید، تبدیل کند، پس خداوند سخت کیفر است. ( 3 )

دال: قرآن در آیات بسیاری از تجاوزات یهودیان و سرکشی آنها از خدا و رسول سخن می‌گوید. این در زمانی بود که پیامبر در میان آنها بود، نه پس از غیبت او. ﴿ …پس هنگامی که جنگ بر آنها مقرر شد، جز اندکی از آنها روی گرداندند. و خدا به ستمکاران داناست. ﴾ 4
ح: و در آیه دیگری، از برخی از احکام شریعت که به آنها پایبند نبودند (مانند ممنوعیت شکار در روز شنبه) سخن می‌گوید، پس خدا آنها را دگرگون کرد: ﴿ و شما از کسانی از شما که در روز شنبه تجاوز کردند، آگاه بودید، پس به آنها گفتیم: «به شکل بوزینه‌های طرد شده درآیید. » ﴾ 5
ص: و در گروهی از آیات (شاید تا شش آیه)، خداوند به لطف خود نسبت به آنها اشاره می‌کند، زیرا آنها در زمین مورد ستم قرار گرفته و توسط فرمانروایان فرعون و قومش مورد ستم قرار گرفتند، اما آیا پاسخ آنها به لطف مهربانانه بود؟ کافران بنی‌اسرائیل به زبان داوود و عیسی بن مریم مورد لعن قرار گرفتند. این به خاطر نافرمانی و تجاوز آنها بود . ( 6
) و تنها در یک آیه، خداوند متعال صالحان آنها را ستود. بدون شک، هر چقدر هم که یک قوم در ظلم، فساد، انحراف و مخالفت با خدا و پیامبرانش غرق شوند، همیشه اقلیتی صالح وجود خواهد داشت که از اکثریت سقوط کرده متمایز می‌شوند: « … و وعده نیک پروردگارت به بنی‌اسرائیل به خاطر صبرشان محقق شد و آنچه را که فرعون می‌ساخت و قومش و آنچه را که می‌ساختند، ویران کردیم.» (7 )

ها: قرآن در سه آیه، این قوم را در مورد شرک و توحید مورد خطاب قرار می‌دهد. این قوم، با وجود تمام نعمت‌هایی که خداوند به آنها عطا کرده بود – که برجسته‌ترین آنها رهایی آنها از ظلم فرعون بود – به تمام ارزش‌های نبوی کافر شدند و از پیامبر خود خواستند که خدا را خدای خود قرار دهد، همانطور که بت‌پرستان خدایانی داشتند: { و بنی‌اسرائیل را از دریا عبور دادیم و به قومی رسیدند که به بت‌های خود ایمان داشتند. گفتند: «ای موسی، برای ما خدایی مانند خدایانی که دارند، قرار ده.» او گفت: «در واقع، شما مردمی نادان هستید. » } (8
) طا: در تعداد بیشتری از آیاتی که این نام آمده است (شاید تا نه آیه)، خداوند به آنها یادآوری می‌کند که با نجات آنها از فرعون، کسی که ده‌ها سال شدیدترین عذاب را بر آنها تحمیل کرده بود، پسرانشان را کشته، زنانشان را زنده گذاشته و مردانشان را به بردگی گرفته بود، به عقب برگشتند و از پیامبر و پیام او در همه چیز نافرمانی کردند. آنها حتی به انکار و کشتن پیامبران متوسل شدند: « ما از بنی‌اسرائیل پیمان گرفتیم و پیامبرانی به سوی آنها فرستادیم. هر زمان که پیامبری چیزی بر خلاف میل نفسشان برایشان می‌آورد، گروهی را تکذیب می‌کردند و گروهی را می‌کشتند .» (بقره :۱۷
) در نهایت – و نه کم‌اهمیت‌تر – خداوند متعال به فساد این قوم در زمین اشاره می‌کند. فساد آنها اعتقادی بود (همانطور که زمانی گوساله را پرستش کردند و سپس از پیامبر خود خواستند که برایشان بت بسازد). آنها آن را به جای خدا می‌پرستیدند) و رفتاری بود (وقتی در بسیاری از امور با یکدیگر اختلاف نظر داشتند) و تروریستی و خونین بود (وقتی به جای اطاعت از پیامبران و پیروی از الگوی آنها، آنها را می‌کشتند).

اینها منابع ذکر کلمه (اسرائیل) یا (بنی‌اسرائیل) در قرآن هستند. بنابراین، ای اعراب جاهل و بی‌سواد، آیا این آیات، عادی‌سازی روابط شما با چنین مردمی را توجیه می‌کند؟ مگر اینکه این ادعا درست باشد که شما – ای امرا، پادشاهان و ولیعهدان – از تبار یهود هستید. اگر این درست است، پس با اربابان خود به سوی سرنوشت شوم در سرای جاودان بروید، به سوی آنچه خداوند متعال درباره آنها و شما فرموده است: { و هنگامی که پروردگارت اعلام کرد که تا روز قیامت کسانی را بر آنها خواهد فرستاد که آنها را به بدترین عذاب گرفتار کنند . بی‌گمان پروردگارت سریع‌العذاب و بی‌گمان آمرزنده و مهربان است .} 10

  1. قرآن کریم : سوره مائده (5)، آیه: 110، صفحه: 126 .
    ۲. قرآن کریم : سوره نساء (۴)، آیه ۱۵۵، صفحه ۱۰۳ .
  2. قرآن کریم : سوره بقره (2)، آیه: 211، صفحه: 33 .
  3. قرآن کریم : سوره بقره (2)، آیه: 246، صفحه: 40 .
  4. قرآن کریم : سوره بقره (2)، آیه: 65، صفحه: 10 .
  5. قرآن کریم : سوره مائده (5)، آیه: 78، صفحه: 121 .
    ۷. قرآن کریم : سوره اعراف (۷)، آیه ۱۳۷، صفحه ۱۶۶ .
    ۸. قرآن کریم : سوره اعراف (۷)، آیه ۱۳۸، صفحه ۱۶۷ .
  6. قرآن کریم : سوره مائده (5)، آیه: 70، صفحه: 119 .
    ۱۰. قرآن کریم : سوره اعراف (۷)، آیه ۱۶۷، صفحه ۱۷۲

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *